bayan-tehran-speaker



رویداد مایکروسافت سرفیس 2019 روز گذشته برگزار و در جریان آن این شرکت از جدیدترین محصولات و دستاوردهای خود از جمله دستگاه های سرفیس و یک گوشی تاشو رونمایی کرد.

مایکروسافت دوباره در حال ساختن یک گوشی است. این غول دنیای فناوری که چندین سال پیش خط تولید گوشی های خود را متوقف کرد اکنون امیدوار است بتواند با گوشی سرفیس دوو (Surface Duo) سهم خود از بازار گوشی های هوشمند را پس بگیرد. همانطور که از اسم دستگاه پیداست این گوشی دارای دو صفحه نمایش است که با استفاده از یک لولا به هم متصل شده اند و از همین رو می توان آن را گوشی سرفیس تاشو نیز لقب داد.

مدیر محصول مایکروسافت پانوس پانای در جریان رویداد اکتبر 2019 این شرکت در توصیف گوشی سرفیس تاشو گفت: <<ما در ساخت این محصول از بهترین و به روز ترین فناوری های مایکروسافت استفاده کرده ایم و علاوه بر این با گوگل نیز به توافق رسیدیم تا بهترین نسخه اندروید را برای این گوشی عرضه کنیم. فناوری که در ساخت این گوشی به کار گرفته شده به حدی پیشرفته است که می تواند صنعت ساخت گوشی را کاملا متحول کند.>>

معرفی گوشی سرفیس تاشو از سوی مایکروسافت بسیاری از کارشناسان را متعجب کرده است. به خصوص اگر به خاطر بیاورید که این شرکت در سال 2014 پس از آن که با دردسرهای فراوانی نوکیا را به قیمت 7 میلیارد دلار خریداری کرد، کلا قید ساخت گوشی را زد. اما این بار مایکروسافت می گوید ابتکارات جدید آن ها، مثل صفحه نمایش خمیده دوگانه و فناوری های خاصی که برای اجرای هر چه بهتر سیستم عامل اندروید در این محصول به کار گرفته شده می توانند نقش تعیین کننده ای در موفقیت گوشی سرفیس دوو ایفا کنند. البته تا زمانی که این گوشی وارد بازار نشود نمی توانیم نظر قطعی درباره آن بدهیم.

گوشی سرفیس Duo تنها محصول جدیدی نبود که مایکروسافت در جریان رویداد روز چهارشنبه خود معرفی کرد. این شرکت همچنین از لپ تاپ های جدید سری سرفیس خود مانند سرفیس نئو و سرفیس پرو 2019 نیز رونمایی کرد. سرفیس نئو یک لپ تاپ بزرگ با صفحه نمایش دوگانه است که از یک نسخه اختصاصی ویندوز به نام ویندوز 10 ایکس بهره میlrm; برد. این نسخه از ویندوز 10 به گونه ای طراحی شده تا به برنامه ها و کیبوردهای مختلف این امکان را بدهد تا عملکرد روان و قابل قبولی با این دستگاه جدید داشته باشند. سرفیس دو نمایشگر نیز مانند گوشی سرفیس Duo قرار است سال آینده وارد بازار شود.

نکته جالب توجه این است که معرفی محصولات جدید آن هم با این فاصله از زمان عرضه رسمی، برای شرکتی در حد و اندازه های مایکروسافت کمی عجیب است. زیرا این شرکت ها اغلب از این واهمه دارند که کاربران به منظور خرید محصولات جدیدی که در آینده عرضه می شوند از خرید محصولات فعلی آن ها اجتناب کنند. اما برای مایکروسافت شاید سورپرایز کردن دنیای فناوری با محصولات جدید و همچنین وعده رویکردی متفاوت به تولید لپ تاپ های خود ارزش این ریسک را داشته باشد. آن ها پیشتر در سال 2012 و با معرفی اولین تبلت هیبریدی سرفیس نیز این کار را انجام داده بودند. تا آن موقع مایکروسافت به استثنا چند گوشی و کنسول ایکس باکس خود بیشتر به عنوان یک شرکت تولید کننده نرم افزار شناخته شده بود.

اما اکنون هفت سال از آن زمان گذشته و امروزه از سری مایکروسافت سرفیس پرو به خاطر فرم نازک و تبلت گونه و کیبورد و قلم دیجیتال خود به عنوان یکی از محصولات موفق این شرکت یاد می شود؛ حتی اگر مایکروسافت نتواند به اندازه دل، لنوو یا اچ پی در کار فروش محصولاتش موفق باشد.

در جریان رویداد مایکروسافت 2019 بیشتر بر روی محصولات سال آینده این شرکت تمرکز شده بود ولی آن ها برای سال جاری نیز از چند لپ تاپ جدید رونمایی کردند. یکی از این محصولات سرفیس پرو 2019 با پردازنده گرافیکی قدرتمند رایزن از AMD بود. مایکروسافت همچنین از لپ تاپ - تبلت فوق نازک و هیبریدی سرفیس پرو ایکس که با پردازنده اختصاصی ساخته شده و دارای عملکرد بهتر و عمر باتری بیشتر نیز هست هم پرده برداری کرد.


شکست تیم کوک

دقیقاً مانند استیو بالمر که پس از بیل گیتس مایکروسافت را اداره کرد تیم کوک از مجموعه مهارتهایی که جابز داشت بی بهره بود. وی به طور خاص توسط جابز انتخاب شده بود تا مطمئن شود که قدرت بنیانگذار اپل را دست کم نمی گیرد و او را کنار نمی گذارد. او همانند بالمر،عملا سزاوار چنین جایگاهی بود اما نه کاریزمای جابز را داشت و نه مدیری بود که بتواند همانند او روی محصول تمرکز کند.

همچنین، آنچه که کوک در ابتدا در کامپاک آموخته بود - گرچه حتی در آنجا نیز شخصیت بزرگی نبود - او را وادار کرد تا فکر کند که جابز علی رغم موفقیت، پول و تلاش ها را هدر می دهد. این درحالی بود که کامپک شکست خورد و هیچ یک از شرکت های دیگر که از مدل های مشابه استفاده می کردند از نظر سود یا ارزش در حد اپل نبودند. مدل استاندارد صنعتی بسیار متفاوت از مدل اپل بود. استراتژی صنعت هدف قرار دادن محصولات بود. اپل خطوط تولید را ساده نگه داشت. هم هزینه های تولید و هم موجودی را به میزان زیادی کاهش داد و در عوض هزینه های زیادی را صرف تلاش برای افزایش تقاضا کرد. رویکرد صنعت به تنوع زیاد محصول منجر شد اما فرصتی برای فعالیت های مهم افزایش تقاضا فراهم نکرد.

رویکرد جابز این بود که با یک نمونه محصول ایده آل خریداران را متقاعد کند که چنین محصولی برازنده همه است. شاید هر کس دیگری می توانست محصولات متنوعی را تولید کند که نیازهای فردی را بهتر برآورده کند اما مشکل بیشتر شرکت های دیگر این بود که تلاش های آن ها بدون بودجه لازم برای وصل کردن آن محصولات با افراد یا خریداران هدف عملی نبود. سامسونگ در واقع با تلاشی مشابه سهم خود را از سالهای اوج اپل پس گرفت. چنین تجربه ای نشان داد که هر شرکتی می توانست از نمونه استیو جابز پیروی کند و اگر محصولی مناسب و یک برنامه بازاریابی کارآمدی را طراحی و بازاریابی کند اپل را شکست دهد. سامسونگ محصولات بسیار زیادی داشت اما نمی توانست بودجه را حفظ کند.

راه حلی که باید تیم کوک و تیمش در پیش بگیرند اینست که باید شرکتی را که اداره می کنند به چیزی که می شناسند و درک می کنند تغییر دهند. تیم کوک نه مجموعه مهارت های جابز را دارد و نه آنچه جابز برای تکرار و حفظ موفقیت انجام داد را درک کرده است. در نتیجه، او با کاهش ایجاد تقاضا و تنها عرضه محصولات بیشتر و متنوع تر، در نهایت با این امید که یکی از این نوع گوشی ها بهتر از گوشی های سامسونگ و سایر رقبا با نیاز و خواست خریداران مطابقت داشته باشد اپل را به کامپک تبدیل می کند. اما وضعیت چندان خوب پیش نمی رود زیرا نیاز به افزایش حاشیه سود اپل منجر به افزایش گوشی های گران قیمت می شود و در نتیجه آن ها نمی توانند در بازار رقابت کنند. مشکل افزایش قیمت به طور مستقیم با نیاز اپل به حفظ حاشیه سودی که بسیار بالاتر از حد متوسط ​​می باشد گره خورده و تنها راه برای دستیابی به آن در مقطع کنونی کاهش چشمگیر هزینه تولید گوشی و در عین حال افزایش قیمت عرضه آن برای خریداران است.

نتیجه ی این افزایش قیمت چه خواهد بود؟ مشتریان پول بیشتری برای یک گوشی که ارزش کمتری به نسبت قیمت دارد می پردازند و در نتیجه بسیاری تصمیم می گیرند که محصولات اپل را خریداری نکنند. شاید مشتریان تا مدتها به سوی رقبای اپل روی نیاورند اما گوشی های خود را سال های سال نگه خواهند داشت و می دانند که آیفون قدیمی آنها هنوز هم کاری را که می خواهند را انجام می دهد. اگر از آنچه که دارید راضی هستید، چرا برای یک وسیله گران قیمت پول خرج کنید؟

به نظر می رسد اپل تغییراتی کوچک در گوشی های قدیمی تر اعمال می کند که باعث کاهش فروش نسبت به دوره طلایی جابز شده است. در واقع به نظر می رسید این تلاشی برای پیشبرد و ارتقای نسخه های اولیه بود اما مردم رضایتی نداشتند و شروع به انتقاد کردند. این ت کنار گذاشته شد و فریب کاربران برای ارتقاء گوشی ها به جدیدترین مدل را سخت تر کرد.

معرفی محصولات جدید باز هم مردم را متقاعد می کند که به گوشی با دوربین سه گانه نیاز ندارند و بهتر است گوشی موجود خود را نگه دارند و پول را پس انداز کنند.

سخن پایانی

هنگامی که استیو جابز به اپل بازگشت فرایندی را دنبال کرد که از متقاعد کردن و بازاریابی کارآمد محصول برای ایجاد ارزشمندترین شرکت در جهان دفاع می کرد. تیم کوک که مدل جابز را درک نکرده و نشناخته بود پا به عرصه کار گذاشت و مکانیسم موفقیت شغل را برچید.

اگرچه دستگاه های بسیار بیشتری نسبت به زمانی که دوران جابز بود وجود دارد که نتیجه کاهش فروش و محصولات هیجان انگیز کمتر بوده است. حتی طراح اصلی اپل نیز شرکت را ترک کرده است زیرا او دیگر به این فرد احتیاج نداشت. سوال اینجاست که چرا بعد از موفقیت جابز، تیم کوک به جای اجرای این فرآیند موفقیت آمیز دوباره به روندی روی آورده که شرکت قدیمی او را از بین برد؟

معرفی محصولاتی تکراری و نه چندان جذاب گرچه برای اپل اتفاق خوشایندی نمی باشد اما غیرمعمول هم نیست زیرا اکثر مدیرعامل ها اقدام خوبی برای برنامه ریزی جانشینی انجام نمی دهند. در این حالت، همانند مدیرعاملان شرکت هایی که چنین وضعیتی را تجربه کرده اند ظاهراً جابز می خواست کوک شکست بخورد. در نتیجه، جای تعجب ندارد که دیگر از معرفی محصولات اپل هیجان زده نمی شویم و آنطور که به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور باید منتظر ارزش گذاری دوباره اپل بود. تاکنون کوک اشتباهی مانند تلاش استیو بالمر برای خرید یاهو انجام نداده که باعث ارزش گذاری مجدد سهام مایکروسافت شد اما در نهایت سرمایه گذاران اپل متوجه خواهند شد که اپل به شرکتی بسیار متفاوت از قبل تبدیل شده و دیگر مثل گذشته ارزش زیادی برای سرمایه گذاری ندارد.


همین دو هفته پیش بود که شرکت اپل رویداد بزرگ معرفی محصولات خود را برگزار کرد و اگرچه زمانی افراد از برگزاری اینگونه رویدادهای اپل هیجان زده می شدند اما این روزها، این رویداد به یک برنامه تقریبا تکراری با معرفی محصولاتی با ویژگی های کپی شده و انتظارات برآورده نشده مخاطب و طرفداران اپل تبدیل شده است. این اتفاق برای شرکتی همچون اپل دقیقاً مثل زمانی که اپل استیو جابز را اخراج کرد خجالت آور بود. به نظر می رسد که این شرکت کارهایی که استیو جابز برای تبدیل کردن اپل به یک شرکت منحصر به فرد انجام داد را فراموش کرده است. به گونه ای که کم کم اپل به یک شرکت فناوری معمولی بدل شده که دیگر چندان تفاوت بارزی با بقیه ندارد. در ادامه به بررسی مختصر فراز و فرودهای این کمپانی مطرح می پردازیم. با ما همراه باشید.

روند اپل در گذشته

هنگامی که استیو جابز در دهه 1990 به اپل بازگشت، مهارتهای منحصر به فردی داشت. او یکی از این مهارت ها را در حین سفر به هند بدست آورد. در این سفر، جابز به دنبال مطالعه درباره ی رهبران مذهبی بود. در حقیقت، او می خواست بداند که چگونه این افراد می توانند پول هنگفتی از جمعیت های فقیر به جیب بزنند. او یک چیز کشف کرد و آن هم مهارت ذاتی اش به عنوان فردی اغواگر بود - شخصی که به طور طبیعی و ذاتی می داند چگونه دیگران را به انجام آنچه می خواهد ترغیب کند. آنچه او آموخت به وی امکان داد تا بودجه NeXT را بر اساس یک ویدئوی اسکریپت شده تامین کند که سرمایه گذاران را فریب می داد تصور کنند که روی ساخت یک محصول کار می کند اگرچه هنوز محصولی کارآمد وجود نداشت.

در واقع، او دریافت که واقعیت اهمیتی ندارد بلکه این باور و اعتقاد مردم است که بیشتر از هرچیزی اهمیت دارد. این مفهوم در اولین آیفون منتقل شد که در اصل راهی برای موفقیت فراهم کرد تا شرکتی که ورشکسته شده بود را به با ارزش ترین شرکت دنیا تبدیل کند. اگر جابز موفق به تامین سرمایه و ساخت محصول نمی شد به احتمال زیاد به جرم ی به زندان می رفت و اپل شکست می خورد. بدون شک با آگاهی از این مسئله، او خواسته ی مردم را به اجرا رساند که منجر به محصولاتی شد که تمام انتظارات را برآورده می کردند. وی سپس نسخه ی محصولات خود را با برنامه های گسترده برای جایگزینی محصولات و بودجه های نجومی تبلیغات پیچید و خریداران را طوری متقاعد کرد که یک گوشی آیفون برازنده ی آن هاست و در عین حال، بیشتر فروشندگان بزرگ گوشی های هوشمند را به زانو درآورد.

اگرچه شرکت هایی مانند نوکیا، موتورولا، پالم، مایکروسافت و ریسرچ این موشن جایگاهی مستحکم داشتند و شاید در فضای رقابت گوشی هوشمند قدرتمند بودند اما باز هم توان رقابت با اپل و استیو جابز را نداشتند. بیشتر آن ها نه تنها شکست خوردند بلکه تعطیل و از صحنه رقابت کاملا حذف شدند.

در نتیجه، در دوران جابز، روندی که اپل سپری می کرد بی نظیر بود. این روند در مدارس تدریس نمی شد. مانند بسیاری از مدیرعامل های دنیا، جابز مطمئن نبود که جانشینش روند کار او را فهمیده یا می تواند آن را اجرا کند. شاید استیو جابز فکر می کرد که می تواند سرطان را شکست دهد و سرانجام دوباره بازگردد. به طور خلاصه، او می خواست مطمئن باشد که هیئت مدیره اپل در صورت درمان بیماریش، او را بازمی گرداند و بار دیگر مسئولیت شرکتی که آن را به غولی در این صنعت تبدیل کرده بود را پس می گیرد.


لپ تاپ های اپل انقدر جذابیت دارن که حتی مخالفای سرسخت این کمپانی هم نمی تونن راحت ازشون بگذرن. از سخت افزار قدرتمند گرفته تا ظاهر زیبا و جذاب، شما رو متقاعد می کنن که با هر سطح سلیقه و نیاز، یکی از مدلای مک بوک رو بخرید. خب حالا به نظر شما اصلا این لپ تاپ ها واقعا انقدر منحصر به فرد و با کیفیتن؟

با توجه به قیمت بالای محصولات apple، اصلا ارزش داره که کلی پول بدین واسه خرید مک بوک؟ توی این مقاله می خوایم جواب همین سوالا رو بدیم و شما رو با مزایا و معایب لپ تاپ اپل آشنا کنیم. کارشناسای تعمیر لپ تاپ به کاربرا توصیه می کنن قبل از خرید، حتما ویژگی های مثبت و منفی اون رو در نظر بگیرن. اگه تصمیم دارید لپ تاپ ویندوزی تون رو با یه مک بوک خوش ساخت و زیبا تعویض کنین، بد نیست اول یه سبک سنگین کنین و ببینین که این محصول واقعا براتون کاربرد داره یا نه. همراهمون باشین.

به دلیل قیمت بالای مک بوک های اپل بسیاری از کاربران تصمیم میگیرند که مک بوک دست دوم بخرند. تا با هزینه کمتری بتونن از ویژگی های منحصر به فرد این لپ تاپ ها بهره مند بشن. اما برای خرید مک بوک دست دوم باید به نکاتی توجه کنید تا مطمئن بشین که دستگاه خریداری شده سالم باشه. پیشنهاد میکنم که با مطالعه بخش راهنمای خرید مک بوک دست دوم حتما از سلامت قطعات و بخش های مختلف مک بوک مورد نظر مطمئن بشین.

مزایای لپ تاپ اپل

برای صحبت در مورد مزایا و معایب لپ تاپ اپل ، بهتره اول از مزایای این محصول شروع کنیم. مک بوک به خاطر وزن و ضخامت کمش به شما این اجازه رو میده که خیلی راحت تر از لپ تاپ های دیگه اونو جابجا کنین. در واقع این محصول میتونه مثل یه دوست خوب، همیشه همراه شما باشه. شما با داشتن هر کدوم از مدلای لپ تاپ اپل ، تبدیل به یه کاربر خاص میشین که میتونه کارای سخت افزاری متفاوتی با لپ تاپش انجام بده. این مساله به این خاطره که مک بوک ها سخت افزار فوق العاده قدرتمند و پیشرفته ای دارن و یه سر و گردن از بقیه برندها بالا تر هستن. مک بوک حافظه داخلی بالایی داره و برای نصب برنامه ها و نرم افزارهای ضروری یا ذخیره اطلاعات کاربردی، اصلا شما رو اذیت نمیکنه.

از بین مزایا و معایب لپ تاپ اپل ، شاید بشه گفت که مهم ترین مزیت این محصول امنیت فوق العاده بالای اونه. هرچند هکر ها بی کار ننشستن و دائم در تلاشن که محصولات اپل رو هک کنن، اما این سیستم در برابر ویروس ها و برافزارها مقاومت خیره کننده ای نشون داده. کاربرای لپ تاپ apple می تونن سیستم عامل دستگاه رو خیلی راحت بهینه سازی کنن و بیشترین استفاده رو ازش ببرن. این نکته رو هم فراموش نکنین که کمپانی مورد بحث، جزء منظم ترین و حرفه ای ترین شرکت ها تو زمینه ارائه آپدیت های جدیده. و در نهایت این که شما می تونید با مک بوک خودتون خیلی راحت و بی دردسر به بقیه محصولات اپل متصل بشید و از کلی برنامه کاربردی و متفاوت که ویژه مکینتاش هستن لذت ببرین.

معایب لپ تاپ اپل

خب مزایا و معایب لپ تاپ اپل فقط به نقاط قوت این دستگاه محدود نمیشه. اگه تا اینجا عزمتون جزم شده که یه مک بوک بخرید، بهتره معایب این دستگاه رو هم بخونید که بعدا پشیمون نشید. خودتون اطلاع دارین که اصلی ترین عیب دستگاه هایی که این شرکت تولید میکنه، قیمت بالای اونهاست. در واقع لپ تاپای این برند انقدر گرونن که خیلی از کاربرا اصلا امکان خرید اونا رو ندارن و یا باید دستگاه دست دوم بخرن. دومین مشکل و محدودیت macbook اینه که شما نمی تونین خیلی از برنامه های ویندوز رو روی اون نصب کنین و اگه به یکی از این برنامه ها نیاز داشته باشین، با مشکل مواجه می شین.

تازه اگه قبلا از لپ تاپ ویندوزی استفاده کرده باشین، کلی زمان میبره تا همه ترفندای مک رو یاد بگیرین و بتونین راحت باهاش کار کنین. یه مشکل دیگه این محصول، کیفیت پایین صفحه نمایشش هست که البته اپل با استفاده از تکنولوژی فوق پیشرفته رتینا این مشکلو تو مک بوک های جدید برطرف کرده. از بین مزایا و معایب لپ تاپ اپل ، بحث حافظه تو هر دو گروه حضور داره. تو بخش قبلی گفتیم حافظه داخلی لپ تاپ اپل جزء مزایای این محصول محسوب میشه و حالا باید بگیم شما نمی تونین این حافظه رو ارتقا بدین. در نتیجه باید به حافظه های جانبی متوسل بشین.


خریدن یک مک بوک به آسونی خرید یک آیفون نیست. درباره یک گوشی خریدار بیشتر نگران قیمت، رنگ و ظرفیته اما زمان خرید یک کامپیوتر معیارهای زیادی مثل قابل حمل بودن، قدرت، سرعت، حافظه، اندازه صفحه نمایش، پیکسل ها، قابلیت ارتقا و بقیه فاکتورها باید در نظر گرفته بشه.

پس بنابراین اگه تصمیم دارید کامپیوترتون رو از کمپانی اپل بخرید بهتره راجع به مک ها بیشتر بدونید. اگه تصمیم گرفتید یک دسکتاپ تهیه کنید بهتره مک مینی، آی مک و مک پرو رو بخرید. اما اگه قابل حمل بودن براتون اهمیت داره بهتره مک بوک ایر، مک بوک و مک بوگ پرو بخرید. درباره انتخاب بین این کامپیوترها معیارهای زیادی رو باید در نظر بگیرید تا به انتخاب مورد نظرتون برسید.

کامپیوتر وسیله ایه که شما برای یک مدت طولانی روش سرمایه گذاری می کنید. انتخاب اشتباه و نامطلوب می تونه برای سال ها باعث آزار شما بشه. پس درباره هر کامپیوتر اطلاعات لازم رو کسب کنید و سپس خریداری کنید.

مک مینی

با وجود این که آی مک ها کامپیوترهای محبوب شرکت اپل هستن، نمونه بدون صفحه نمایش مک مینی هم یک گزینه بسیار مقرون به صرفه است. این کامپیوتر مربع شکل کوچیکه و بر روی هر میزی حتی شلوغ ترینشون جا براش هست. شاید خیلی قدرتمند نباشه، اما با توجه به قیمتش عملکرد قدرتمندی داره.

مک مینی صفحه کلید، ماوس و صفحه نمایش نداره اما پورت های زیادی داره. یک پورت HDMI، دو جفت پورت Thunderbolt 2، چهار پورت USB 3، یک اسلات کارت SDXC و حسگر گیرنده IR. مدل اصلی مک مینی پردازنده دو هسته ای Intel Core i5 با نرخ پردازش ۴/۱ گیگاهرتز داره. حافظه رمش ۴ گیگابایت و حافظه داخلیش ۵۰۰ گیگابایته. این محصول اپل قابلیت ارتقای ویژگی بعد از خرید رو نداره.

آی مک

آی مک کامپیوتر محبوب شرکت اپله که با مشخصات مختلفی عرضه میشه. ارزون ترین آی مک صفحه نمایش ۲۱ اینچی با کیفیت بسیار خوب داره. این کامپیوتر لوکس با قیمت نسبتا مقرون به صرفه ای عرضه می شه.

نمونه معمولی آی مک از نظر قدرت پردازش کمی محدوده. مشخصات فنیش بیشتر نزدیک مک مینیه ولی حافظه رمش ۸ گیگابایته. پورت HDMI نداره ولی در عوض دو پورت Thunderbolt داره.

اگه از نظر هزینه مشکلی نداشته باشید می تونید آی مک های بهتری تهیه کنید. آی مک هایی با حافظه داخلی ۱ ترابایت، کارت گرافیک اینتل HD Graphics 5000 و پردازش گر ۴ هسته ای با نرخ پردازش ۷/۲ گیگاهرتز. صفحه نمایش هم در صورت تمایل می تونه نمونه های ۲۷ اینچی باشه.

آی مک صفحه نمایش ۲۷ اینچ، پردازش گر ۴ هسته ای با نرخ پردازش ۲/۳ گیگاهرتز، ۸ گیگابایت حافظه رم، ۱ ترابایت حافظه داخلی و کارت گرافیک Nvidia GeForce GT 755M داره.

نمونه هایی از آی مک هم کیفیت صفحه نمایش بسیار بالا با رزولوشن ۵k دارن. این نمونه ها با صفحه نمایش رتینا ۵k و کارت گرافیک AMD Radeon R9 و پردازش گر قوی با نرخ پردازش ۳/۳ گیگاهرتز هستن.

مک بوک ۱۲اینچی

این مک بوک اپل نمی تونه هر خریداری رو راضی نگه داره. اپل در این نمونه به جای پورت های استاندارد USB 3 و Thunderbolt 2 از پروتوکل جدید USB-C استفاده کرده. از همین رو تعداد کابل هایی که می تونن به لپ تاپ وصل بشن کمی محدود شدن. این موضوع باعث شده کاربر این لپ تاپ کمی صبر کنه تا این نوع از درگاه همه گیرتر بشه و بتونه وسایل زیادی رو به لپ تاپش وصل کنه.

مشکل دیگه مربوط به صفحه کلیده. اپل که به دنبال نزدیک کردن دکمه ها به صفحه کلید و استفاده بهینه از فضا در لپ تاپ ها بود، این بار تلاش کرده در صفحه کلید مک بوک جدید تجدید نظر کنه. مک بوک جدید دکمه های باریکی داره و بیشتر حالت لمسی دارن تا دکمه. این نوع از صفحه کلید می تونه برای بعضی از کاربرها کمی غریبه باشه و بهتره پیش از خرید این موضوع رو امتحان کنن.

اما اگه کسی با این دو مورد مشکل خاصی نداشته باشه، مک بوک اپل انتخاب بسیار مناسبیه. پردازش گر دو هسته ای Intel Core M با نرخ پردازش ۱/۱ یا ۲/۱ گیگاهرتز که از پرو و مک بوک ایر ضعیف تره. قادر به اجرای بسیار راحت آی مووی، عکس ها و فتوشاپ. طراحی زیبا با تنوع رنگ نقره ای، خاکستری و طلایی، صفحه نمایش رتینا ۲۳۰۴*۱۴۴۰، تاچ پد حساس به میزان فشار، ۸ گیگابایت حافظه رم، ۲۵۶ گیگا بایت فلش درایو و ۹ ساعت باتری.

مک بوک ایر

مک بوک ایر یک کامپیوتر جالبه که محبوب و شناخته شده است. طراحی جدیدش باریک تر و سبک تره. اما بدون شک به زودی این کامپیوتر یا به روز رسانی می شه و یا ارتقا در خط تولید خواهد داشت.

اما این باعث نمی شه که کسی از خرید مک بوک ایر منصرف بشه. این محصول عمر باتری مناسب برای ۱ روز، پورت های USB 3 و Thunderbolt و کارت اسلات SDXC داره. علاوه بر این بدون داشتن صفحه نمایش رتینا و یا تاچ پد حساس به میزان فشار، مشخصات فنی مناسبی داره. پردازش گر ۲ هسته ای Intel Core i5 با نرخ پردازش ۶/۱ گیگاهرتز، حافظه رم ۴ گیگابایت، فلش درایو ۱۲۸ گیگابایتی از مشخصات مک بوک ایره.

مک بوک پرو

این کامپیوتر هم پردازنده i5 با نرخ پردازش ۵/۲ گیگاهرتز، صفحه نمایش غیر رتینای ۱۳ اینچی، هارد درایو ۵۴۰۰ دور در دقیقه ای و باتری ۷ ساعته داره.


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها


djsk1234567 بیاناتی فرهنگ اسلامی Sherry جدیدترین آموزش های فناوری و دانلود برنامه اندروید موبو موبایل فناوری اطلاعات miinaB newthink-esf Robin's life Curtis's collection